مراد على شمس
401
با علامه در الميزان ( فارسى )
و اثر است ، نه از نظر عين حادثه . پس به فرضى هم كه قبول كنيم كه اين روايات تحريف كتاب را هم شامل مىشود ، مىگوييم ممكن است مشابهت امت اسلام با امت بنى اسرائيل در اين مسأله از جهت نتيجه تحريف يعنى حدوث اختلاف و تفرقه و انشعاب به مذاهب مختلف باشد ، به نحوى كه اين مذهب آن مذهب را تكفير كند . همچنانكه در روايات بسيارى كه بعضى ادعاى تواتر آنها را كردهاند آمده كه « به زودى امت اسلام به هفتاد و سه فرقه منشعب مىشود ، همچنانكه امت نصارى به هفتاد و دو فرقه و امت يهود به هفتاد و يك فرقه منشعب شد » . « 1 » و اين هم پر واضح است كه همهء فرقههاى مذكور از امتهاى سهگانه ، مذهب خود را مستند به كتاب خدا مىدانند ، و اين نيست مگر به خاطر اينكه كلمات را از جاى خود تحريف نمودهاند ، و قرآن كريم را به رأى خود تفسير كرده ، و به اخبار وارده در تفسير آيات ( و لو هرچه باشد ) اعتماد كردهاند بدون اينكه براى تشخيص صحيح از سقيم آن ، به خود قرآن عرضه كرده باشند . و كوتاه سخن ، اصل روايات دالّهء بر اينكه ميان دو امت مشابهت و مماثلت است به هيچوجه دلالت بر تحريف ، آنطور كه آنان ادعا مىكنند ندارد . بله ، در بعضى از آنها تصريح شده به اينكه قرآن تغيير و اسقاط و تحريف مىشود ، و ليكن گفتيم كه اين دسته از اخبار علاوه بر ضعفش به خاطر مخالفت كتاب مردود است . « 2 »
--> ( 1 ) . خصال صدوق ؛ ج 2 ، ص 372 . ح 30 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 171 .